پایان شش ماهگی
دختر کوچولوی من شش ماه و دو روز از تولدت می گذره، می شه گفت نیم سالت شده. چه زود عمر آدم از روز به ماه و از ماه به سال تبدیل می شه. می گن جوانی زود گذره اما نه، بچگی هم خیلی تند سپری می شه و تا به خودت بجنبی تبدیل می شه به یه خاطره محو. خوب جلوی زمان رو که نمی شه گرفت (حتی اگر می شد هم من این کار رو نمی کردم ) و از طرفی هر سنی هیجانات و تجربیات شیرین خودش رو داره!م
تجربه شیرین سن تو هم اینه که وارد دنیای خوراکی های خوشمزه شدی. این دنیا هم واسه خودش بایدها و نبایدهایی داره اما چون خیلی کوچولویی می ذارم یه کم بزرگتر بشی تا کم کم یاد بگیری. البته نمی دونم تا اون موقع چند بار کفش ولباس و اسباب بازیت وبا خوراکی اشتباه گرفتی و گاز زدی!م چند بار غذا رو به جای اینکه بذاری تو دهنت مالیدی به دماغت!م نمی دونم چند بار غذاهایی رو که تو دهنت نگه داشتی، مالیدی به سر و کله این عروسکهای بیچاره که مثلاً می خواستم یادگاری نگهشون دارم !م

3 نظر:
سلام دختر نازوعزیزم...نیم سالگیت مبارک خاله جون....صبای منم همه چی رو میخوره کفش،لباس،روزنامه و...
آوین جونم 6 ماهگیت مبارک
منم امروز 6 ماهه شدم.
دختر ناز نازی 6 ماهگیت مبارک.یلدا هم دو روزه که 6 ماهه شده.یک بوس از طرف یلدا.
ارسال یک نظر
اشتراک در نظرات پیام [Atom]
<< صفحهٔ اصلی