بهار در راهه

بهار در راهه به همان لطافت و تازگی همیشگی. درختها مثل بچه های تازه به دنیا اومده ترد و تازه اند و غنچه ها لبهاشون رو رو به بهار گرفتن تا با اولین بوسه، جادوی زندگی توی رگهاشون جاری بشه. بارون شبها بیدار می مونه و با سر انگشتهای نازکش آروم آروم به پنجره می کوبه تا حتی توی خواب هم یادمون نره بهار در راهه!!!ا
و من به خودم می گم هیچ چیز عوض نشده من هنوز هم از پوشیدن لباس نو روز اول عید خجالت می کشم و هنوز هم از آدمهایی که عیدی می دن بیشتر از بقیه خوشم میادا
هنوز دلم پر می زنه برای خونه قدیمی مادربزرگ با عکس آدمهای قدیمی و سماور ورشو و تلویزیونی که مثل کمد بود و آدمهایی که فقط سالی یک بارمی دیدمشون ا
و دلم پر می زنه برای شمردن سینهای هفت سین، تقه زدن به تنگ بلور ماهیهای قرمز،چشیدن سمنو و نگاه کردن گاه به گاه عیدی های لای قرآنا
برای آشتی کنان های دم عید ا
و برای اونهایی که همه عید ها بودن و بودنشون بهار رو هزار بار قشنگ تر کرده بود و حالا از اون همه بودن فقط یادی باقی موندها
بهار نزدیکه امروز و فرداست که دونه سبز کنم یکی برای خودمون، یکی برای آوین و یکی هم به یاد همه اونهایی که بهار با همه بخشندگیش دستهای ترک خورده و دلهای شکسته و چشمهای منتطرشون رو فراموش کرده.ا
منبع عکس

6 نظر:
مامان آوین عزیز، من هم این روزها خیلی آمدن بهار رو دارم حس می کنم، دلم برای اون حال و هوای تهران تنگ شده، اون شور و شوقی که در مردم هست، پستت یه بغضی در گلوم ایجاد کر د، آخه این روزها خیلی یاد ایران می افتم،شاید طبیعی باشه، یه سنت زیبا که ماها این جا کمتر لمسش می کنیم... من هم درام تدارکاتی برای عید می بینم و سعی می کنم این سنت زیبا رو حفظ کنم... دلم می خواد خودم سبزه درست کنم ولی مامانم همیشه می گه سبزه برای ما نمی افته!!!!!! نمی دونم چقدر این امر درسته و یا خرافات ولی دلم یه جورایی اجازه نمی ده این کارو بکنم، شاید هم بگم یکی از دوستای ایرانیم این کار و بکنه... خلاصه امیدوارم بهار خوبی در انتظار خودت و خانواده ات باشه... راستی آش رشته درست کردی؟؟؟؟؟؟؟/
ببخشید خیلی زیاد نوشتم، ولی این پستت خیلی منو تحت تاثیر قرار داد...
مرسی آوینه خوشگل و ناز.امیدوارم بهار زیبایی رو پیش رو داشته باشی و در کنار ماما و بابا ازش لذت ببری عزیزم.حیف که نظرهایی که زحمت کشیدین و نوشتین پاک شدن ومرسی که برامون نظر نوشتی.من قلبا دوست دارم به صفحه کوچولو و نازت لینک بدم. میبوسمت و بهار بر تو و مامان و بابا
ی عزیزت پیشاپیش مبارک.
salam avin jegar tala:
aziz mesle hamisheh ba ehsasoo ghashang neveshti,man ghol midam behet eidi bedam ke manoo dost dashteh bashi,hala dostam dari?
shad zi vasalamat
سلام دوست خوب من . ممنونم از ايميل قشنگت . خيلي پر احساس و زيبا نوشته بودي . بله من هم اعتقاد دارم همه داستانهاي پريان حقيقت دارن . اين ماييم كه غير حقيقي شديم ... بايد بگم دختر بسيار ناز و قشنگي داري . نوشته هاتم آدمو به فكر فرو مي برن . خيلي جالب بود : خجالت كشيدن از پوشيدن لباس نو تو روزهاي اول سال ! منم هنوز اين عادتو دارم حتي اگه اول عيد نباشه . دائم فكر مي كنم همه دارن به لباس نو من نگاه مي كنن ... منم بايد سبزه بذارم اما فقط يكي . به نشونه اون سقف كوچيكي كه داريم زيرش محبت مي كاريم و عشق درو مي كنيم ... خوشحال مي شم با هم در ارتباط باشيم . شاد باشي ... هميشه 1 روي ماه آوين خانوم رو هم از قول من ببوس
سلام.خیلی صمیمی و مهربون امدن بهار رو توصیف کردید.ارزو می کنم بهار برای شما و همه عزیزان پر باشه از شادی و رضایت و دور باشه از دلتنگی و کسالت. و همراه بهار خبرهای خوب و مسرت بخش دریافت کنید
مامان آوین عزیز امیدوارم همیشه خانه دلتون بهاری باشه . آوین گل را از طرف من ببوسید.
ارسال یک نظر
اشتراک در نظرات پیام [Atom]
<< صفحهٔ اصلی