چهارشنبه، شهریور ۲۰، ۱۳۸۷

تولد


می دانم روزی نه چندان دور اسمهای عجیب و نقش های ناآشنا به چشمان قشنگت آشنا می آیند و زنگ نام هایی که هرگز به گوشت نخورده اند تو را بی دلیل کنجکاو خواهند کرد. عاشق رنگهای گرم نقاشی های دیواری خواهی شد و قدم زدن زیر نور رنگارنگ ویترایهای قدیمی که پوستت را رنگ رنگ می کنند. مسلماً تو همان راهی را که من رفته ام نخواهی رفت اما می دانم نه ماه با هم بودن نقش هایی بر ناخودآگاه تو زده که روزهای روشن آینده گاه گاهی از آنها پرده برمی دارند و تو را تاعمق خیال می برند.ا
دخترکم تو سالم و قوی به دنیا آمدی و این همه آنچیزی است که همیشه می خواستم. هنوز راه درازی در پیش داریم می خواهم که همیشه قوی باشی و با اشتیاق به استقبال همه آنچه سرنوشت به اراده خودت برایت فراهم کرده بروی. یادت بماند برای به دست آوردن خیلی چیزها باید زحمت کشید اما چیزهایی هم هست که با زحمت و ریاضت به دست نمی آیند فقط باید خودت را به دست زندگی رها کنی تا خودش بهترین ها را برایت به ارمغان بیاورد.ا
برایت زندگی آرامی آرزو می کنم و امیدوارم از شر ترس و اضطراب و ناامیدی همیشه در امان باشی.ا


4 نظر:

در ۰۱ مهر, ۱۳۸۷ ۱۷:۳۰, Anonymous ناشناس گفت...

اين ني ني خواهر آوين جونه ؟

تولد ني ني تون مبارك ... به اميد موفقيت هاي ني ني خانومي ... اسمت چيه خانوم كوچولو؟ :* :*

 
در ۰۱ مهر, ۱۳۸۷ ۲۰:۰۱, Blogger paybarah گفت...

مبارک باشه عزیزم

 
در ۱۳ مهر, ۱۳۸۷ ۰۵:۵۳, Anonymous ناشناس گفت...

سلام دونه عزیز
خیلی دلم برات تنگ شده بود.من دوباره شروع کردم به نوشتن.عزیزم چقدر زمان زود میگذره.مثل دیروز بود پستی خوندم که تو به دنیا اومدی حالا میری مدرسه.امیدوارم تجربه های خوبی پیدا کنی.امیدوارم روز به روز شادتر از قبل باشی. خیلی بزرگ شدی.فدای تو خاله مژده

 
در ۳۰ مهر, ۱۳۸۷ ۲۱:۱۶, Anonymous ناشناس گفت...

تبریک میگم مامان خانمی....مبارک باشه ......دومین فرشته اسمونی رو به زمین دعوتش کردی.................خیلی ذوق زده شدم...........چرا قبل از این هیچ نشونی از این خبر رو من متوجه نشده بودم؟!!!!!!!!!!!!!..........از طرفم فرشته های نازت رو ببوس..............خوش به سعادتشون که مامان و بابایی مثل شما دارk

فریبا مامان رایان

 

ارسال یک نظر

اشتراک در نظرات پیام [Atom]

<< صفحهٔ اصلی