تابستان
تابستان خوب است. گذراندنش در شهری کوچک و گمنام خوبتر. رفتیم زیارت پیامبری که سر در مقبرهاش نوشته بود از فرزندان حضرت اسماعیل. جلّ الخالق گویان وارد شدیم. آنقدر دوست داشتنی، کوچک و بیآلایش بود که ایمان آوردیم.
دختر پنج سالهام فکر میکند رسالت پیامبران برآوردن آرزوهاست. در راه برگشت وقتی پدرش با بستنی برگشت، دخترک با تعجب گفت من که آرزو کردم برام سه تا بستنی بخری نه یکی!
دختر پنج سالهام فکر میکند رسالت پیامبران برآوردن آرزوهاست. در راه برگشت وقتی پدرش با بستنی برگشت، دخترک با تعجب گفت من که آرزو کردم برام سه تا بستنی بخری نه یکی!

0 نظر:
ارسال یک نظر
اشتراک در نظرات پیام [Atom]
<< صفحهٔ اصلی