شنبه، اردیبهشت ۲۰، ۱۳۹۳

جور دیگر

از همان اولین روزهایی که شروع کرد به حرف زدن، سین و ز را یک جور دیگری می‌گوید. یک جوری که خیلی خواستنی و خوب است. از آنجا که همیشه لذت مادری با ترس آینده‌نگری محدود می‌شود، گفتم شاید بهتر باشد قبل از مدرسه این جورِ دیگر بودنش را درست کنیم. بشود مثل همه.
گفتار درمانگر جلسه آخر به من گفت:  آدمها با هم تفاوت دارند، بعضی وقتها تفاوتها از بین نمی‌روند بهتر است بپذیریمشان و با آنها خوشبخت باشیم. 


پ ن: دخترک وقتی داشت انگلیسی گوش می‌داد با تعجب گفت اِ... دیدی مثل من گفت (th)!!! گفتم خوب چون تو انگلیسی باید اینطوری باشه. گفت خوش به حالشون!!

برچسب‌ها:

0 نظر:

ارسال یک نظر

اشتراک در نظرات پیام [Atom]

<< صفحهٔ اصلی