جمعه، اسفند ۲۵، ۱۳۸۵

روزهای آخر سال

حالا دیگه سبزه هامون قد کشیدن و زیر نور خورشید برق می زنن. گاه گاهی با آوین می ریم روی بالکن ، اون هم با انگشت اشارش می زنه به سبزه ها بعد توی دهنش میکنه و اصلا هیچ وقت هم رضایت نمی ده که برگردیم توخونه ! دوست داره ساعت ها همونجا بمونیم ، رهگذرها رو نگاه کنه یا با سبزه ها بازی کنیم!ا


فکر می کنم بعد از این باید یه فکری هم به حال روزهای تعطیل بکنیم چون دیگه رضایت نمی ده که ما همش خونه باشیم و به کارهای عقب افتاده برسیم .هفته پیش رفتیم جایی که حیوانهای زیادی داشت تا حالا ندیده بودم اینقدر ذوق زده بشه جلوی هر قفس مدتها می ایستاد و برای اینکه از یه قفس به قفس دیگه بریم کلی ماجرا داشتیم انگشتهاش رو محکم به صفحه توری می چسبوند و تکون نمی خورد اگر می شد حداقل براش یه جوجه می خریدم اما من که اینجا جوجه ندیدم.
ا


باید کم کم سفره هفت سین روپهن کنیم فکر می کردم آوین نذاره هیچ چی باقی بمونه، اما تازگی ها علاثم بلوغ فکری!!!!
اداره ظاهر می شه چون کمتر به وسایل ممنوعه نزدیک می شه و بعضی وقتها هم از دور می گه نو نو یعنی که نباید دست بزنیم .ا


روزهای آخر سال دور از ایران بودن حداقل یک حسن داره دیگه چشمت به بچه های دست فروش نمی افته که حتی تا چند ساعت قبل از تحویل سال، دور از خونه، توی خیابونهای شلوغ، در حالیکه همه جنسهای خاک گرفتشون روی دستشون مونده، چشمهای ملتمس و ناامیدشون دنبال یه خریدار می گرده !!!
ا

10 نظر:

در ۲۶ اسفند, ۱۳۸۵ ۱۸:۱۴, Anonymous ناشناس گفت...

mamane Mehraboone Avine nazanin arezooye behtarinha ro baratoon dar sale jadid daram beh hamrahe khanevadeye koochak va khoobetoon. ba paragerafe akhar ghalbam tir keshid cheghadr ziba goftid .

 
در ۲۷ اسفند, ۱۳۸۵ ۰۰:۱۷, Blogger Minou گفت...

آوین نازنین چه خوشکل به قفس نگاه میکنی کوچولو1 سبزه ما هم حسابی سبز شده! : ) بهار بر تو و مامان بابای عزیز و مهربونت مبارک غنچه کوچولو.بوس بوس

 
در ۲۷ اسفند, ۱۳۸۵ ۰۵:۱۵, Anonymous ناشناس گفت...

salam khanoomi 1 bah bah 1 avin khanoomo bebin che khanoomi shode baraye khodesh . hezar mashallah ! khoda baratoon negahdare ! sale no ro pishapish behetoon tabrik migam . hamishe shado khoramo salem bashid !

 
در ۲۸ اسفند, ۱۳۸۵ ۰۸:۲۹, Anonymous ناشناس گفت...

واي كه چه عكسهاي خوشگلي بود.اون تل سرشو خدايا
آفرين خانم كه به چيزهاي ممنوع ديگه دست نميزني.عيدت هم مبارك.

 
در ۲۸ اسفند, ۱۳۸۵ ۱۶:۴۴, Anonymous ناشناس گفت...

آوین عزیزم پیشاپیش فرا رسیدن سال نو و آغازه فصلی جدید رو به تو و مامان و بابای مهربونت تبریک میگم و امیدوارم همیشه دلتون شاد و لبتون پر خنده باشه .

 
در ۰۱ فروردین, ۱۳۸۶ ۰۷:۰۱, Anonymous ناشناس گفت...

salam doste aziz...fara residane bahar mobarak bashe...omidvaram dar kenare khonevade ayame khobi ro separi konid.....che khob ke avine nazanin inghadr dostdashtani khobo bad ro sai mikone dar nazar begire...arezo mikonam dar salamat va shadi zendegi ro tajrobe konid

 
در ۰۱ فروردین, ۱۳۸۶ ۱۰:۳۶, Anonymous ناشناس گفت...

سال نو مبارک...

 
در ۰۲ فروردین, ۱۳۸۶ ۱۰:۵۱, Anonymous ناشناس گفت...

دومين عيد با چنين لذت ناب و آسماني مبارك
اميدوارم ساليان سال از وجود فرشته كوچولوتون در جشن بهار زيبا لذت ببرين

 
در ۰۴ فروردین, ۱۳۸۶ ۱۰:۵۳, Anonymous ناشناس گفت...

salam khanumi...avalin bare miam webetun dokhtare nazet ro az tarafe man bebus...
sal no ham mobarak sal khubi dashte bashin

 
در ۰۶ فروردین, ۱۳۸۶ ۱۲:۲۰, Anonymous ناشناس گفت...

سلام مامان آوین، خوبی عزیزم، فقط سزه هاتون نیست که قد کشیده، دخترک گلت هم قد کشیده،
امیوارم سال بسیار زیبایی در کنار هم داشته باشد
بیزو

 

ارسال یک نظر

اشتراک در نظرات پیام [Atom]

<< صفحهٔ اصلی