Au revoir la couche!
چند روزی است آوین دارد حسابی خانم می شود و پوشک را رها کرده. هر وقت که چشمش به ردیف پوشک های چیده شده در کمد می افتد یادآوری می کند که اینها مال کوچولوهاست. لباس زیرش را هم که عکس اسب آبی داره خیلی دوست داره. بهش گفته ام باید یادت باشه یه وقت اسب آبیت را خیس نکنی وگرنه ناراحت می شه و دیگه پیشت نمی مونه و باید درش بیاری!
حالا هر چند وقت یک بار نگاهی بهش می ندازه و با خوشحالی می گه (ایله له)( این اینجاست) و وقتی خیالش راحت می شه می ره دنبال بازیش بیشتر از اینکه حواسش به خودش باشه که کار دست خودش نده به اسب آبیشه که یک وقت نره!

8 نظر:
salam,
fekre jalebie in asbe abi man in fekro nakardam va sare Winni va doostanash balahaye zyadi oomad va golhaye ziadi abyari shodand ta Améthis yad gereft ;)
bon courage!
oops! yaddashte ghabli male mane
boos
ee, havasam kojast bazam esmam yadam raft :))
Ghazaleh
ey jan!
vali ajab ide i kashf kardid ha!
yadam bashe ;)
maman hana
آوین جونم اینقده حرافی این مامانی رو جدی نگیر. اتفاقا اسب آبی خیلی هم از خیس شدن خوشحال می شه. می گی نه امتحان کن ولی این موضوع رو به مامانت نگی ها!!! پوستم رو می کنه.
وای وای خاله جونم منظورم حرفای مامان بود که شده حرافی مامان!!!! اشتباه شد ببخشین
salam doone jan! che raveshe fogoladeii pieda kardi!!! afarin be avin gol ke asbe abisho dost dare!!!
سلام مامان آوین جان
امیدوارم که خودت و خانواده کوچکت همگی خوب و خرم باشید.
آوین گلم هم که حسابی بزرگ و خانوم شده. یک مرحله دیگه داره تموم می شه،
ما هم شروع کردیم و به نتایج خیلی خوبی رسیدیم ولی بگی نگی یه کوچولو باقی مونده هنوز.
آوین رو ببوس و به آقای پدر سلام برسون
بیزو
ارسال یک نظر
اشتراک در نظرات پیام [Atom]
<< صفحهٔ اصلی