جمعه، دی ۲۵، ۱۳۸۸

تجربه تازه

برای خودم کارهای زیادی تراشیده ام و برنامه های زیادی دارم.  هربار به خودم نهیب می زنم که مهمترین وظیفه من بزرگ کردن دو تا آدم کوچولو است که آینده شان در گرو رفتارها و عکس العمل های کوچک امروز من است. اما خوب هر چقدر هم که برنامه ریزی داشته باشی و یادت باشد که کارهایت به ترتیب ارزشی که دارند اولویت بندی کنی  باز هم برای انجام چند تا کار با هم زمان کم می آوری.ا
به پیشنهاد دوستی  تصمیم گرفتیم برای بچه ها برنامه های مشترکی در نظر بگیریم و تئاتر و سینما و فعالیت های بیرون از خانه را بین خودمان تقسیم کنیم . این طوری علاوه بر اینکه کمی در وقت صرفه جویی می شود بچه ها هم روابط جدیدی را تجربه می کنند.ا
برای بار اول، وقتی آوین را تا پارکینگ همراهی می کردم آرام در گوشش زمزمه کردم اگر دوست نداری تنها بری هنوز دیر نشده به من بگو، که با صدای بلند و محکم گفت نه من دوست دارم برم!ا
وقتی گذاشتمش روی صندلیش و کمربندش را بستم گفت مامان خیلی دوستت دارم، بعداً میام خونه!!ا  
این اولین بار برای من هم یک تجربه تازه بود فکر می کردم دخترکم چه زود بزرگ شد، حالا کنار دوست کوچولویش نشسته و همراه پدر و مادرش برای اولین بار بدون ما می خواهد نمایش عروسکی ببیند!ا
شب وقتی برگشت شکسته و بسته تعریف می کرد چی دیده مامان یه  کلاه بزرگ بود، از توی اون خرگوش اومد بیرون،  وبعد یک بدجنس بود که خوب نبود،بعد با عروسکها دوست شد. عروسکها با هم رقصیدن بعد همه اومدن بیرون  ما هم دست زدییم .ا


8 نظر:

در ۲۶ دی, ۱۳۸۸ ۰۹:۲۶, Anonymous نیایش گفت...

چه راهکار خوبی!
نیایش که همیشه چسبیده به من است و ...!
ببوسید این نازنین های ملوس را!

 
در ۲۷ دی, ۱۳۸۸ ۲۱:۲۷, Anonymous فریبا مامان رایان گفت...

خیلی عالیییییییه....من فکر میکنم اینجور بیرون رفتنها مفیدتر خواهد بود و به رشد و استقلال بچه ها خیلی کمک میکنه.و چقدر هم عالی که برای خودت برنامه ریزی کردی تا به کارهای شخصی خودت هم بریس.مطمئنا ذره ای هم کار کردن هتر از اصلا انجام ندادنش هست.....برات ارزوی موفقیت در برنامه های جدید رو دارم.
من چقدر مشتاق یافتن دوستی هستم که بچه ای همسن رایان داشته یاشند.و البته کمی هم شبیه ما باشند!

 
در ۲۹ دی, ۱۳۸۸ ۱۷:۵۵, Anonymous marion گفت...

:) daram fekr mikonam ke age age age man ye rooz bache dshte basham che rahanamaye khoobi khaham dasht :D hei zang mizanam be to ke hala alan cha kar konam :)
fogholadei to,,,barat hamishe mizanam be takhteh,va az khoda mikham hamishe por az energy va shadab o salamat bashi,maman fogholade...kheili kheili dooset daram va delam barat ye zaras khanoom khoshgele mehraboon.be omid didar,oon fesghelia ro becheloon az tarafe man.2 hafte dige in dokhtar sevomit miad ye sar bebinatet :D booooooooooooooosssssssssssssss

 
در ۳۰ دی, ۱۳۸۸ ۱۵:۱۰, Anonymous leili گفت...

dooste man hamishe miam inja o hargez nemishnavam ke geleii az in hame madaranegi dashte bashi. hichvagt ham ehsas nakardam ke khaste bashi. khoob midanam ke gahi to ham khaste mishavi. vali az tamaolate shirinat ra ke khastegi ra az zehne ensan pak mikonam dar raftar o goftarhayat doost daram.

 
در ۰۳ بهمن, ۱۳۸۸ ۲۲:۴۹, Anonymous mamane dina گفت...

salam.,ba in ke ta be hal barayetan comment nagzashtam modathas ke kgananadeye rozanehayat hastam.....va az ashnaii khorsandam

 
در ۰۴ بهمن, ۱۳۸۸ ۰۷:۳۹, Anonymous هنا گفت...

چه فکر عالیه! فکر می کنم آوین عزیز هم خیلی خانوم و مستقله که به این خوبی رفته و کلی هم کیف کرده. از این روحیه اش خیلی خوشم میاد. راستش یکی دوهفته هم هست که سارا به خونه ی همسایه مون میره و البته اون ها هم میاند. خیلی لذت بخشه این ساعات که میشه براشون برنامه ریزی کرد و قدر دقیقه به دقیقه شون رو دونست.

 
در ۲۱ بهمن, ۱۳۸۸ ۰۹:۴۸, Anonymous ali jooon گفت...

salam
sade begam :khooobe
be man ham sar bezanid

 
در ۲۱ بهمن, ۱۳۸۸ ۰۹:۴۸, Anonymous ali jooon گفت...

salam
sade begam :khooobe
be man ham sar bezanid

 

ارسال یک نظر

اشتراک در نظرات پیام [Atom]

<< صفحهٔ اصلی