پنجشنبه، خرداد ۲۰، ۱۳۸۹

دنیای پیرامون من



برداشتهای یک دختر چهار سال و نیمه ازدنیای اطرافش:

برایش توضیح می دهم که موظب باشد خواهرش قطعات کوچک اسباب بازی ها را نخورد. در جواب سوالش که می پرسد: مگه چی می شه؟  خیلی کوتاه و گذرا و بدون اینکه وارد جزییات بشوم می گویم مثل وقتی است که غذا توی گلوت گیر می کنه و خطرناکه.
با دوستش مشغول بازی است که تاکید می کند: مواظب باش، اگه خواهرم اسباب بازی کوچولوها رو بخوره می ره تو آسمون!

تب دارد و گلویش درد می کند ،روی کاناپه ولو شده وهر از چندی به من و پدرش یادآوری می کند که حالش خوب نیست. یهو نمی دانم چه می شود که می گوید من یه ایده خوبی دارم یه روز آن ـ سسیل و فلورانس (معلمهای مدرسه اش) و بچه ها را دعوت کنیم بیان خونمون با هم فیلم باربی های شمشیرباز رو ببینیم!!

وارد راهروی دراز و باریک و تاریک نونو می شویم دختر و پسر شانزده، هفده ساله ای اولین ب وس ه هایشان را به سبک فرانسوی تجربه می کنند! کمی سرعتم را تند می کنم تا نگاه کنجکاو دخترک تا ته قضیه را نکاود که به اعتراض می گوید مامان عجله نکن بذار ببینم چرا می خوان با هم بحث کنن!


نمی دانم چطور  پوستر تبلیغ یک دارو، روی شیشه داروخانه می تواند تمام اساس نشانه شناسی دخترک را به هم بریزد.
تصویر یک میمون که روی با س ن مبارکش یک قلب قرمز است و هر وقت گذار ما به داروخانه می افتد دخترک بدون مژه زدن به آن خیره می شود. قلب قرمز که تا حالا فقط نشان عاشق شدن و دوست داشتن بود  و جایش پایین دوستت دارم هایی که نثار پدر و مادر و بابا نوئل می شد حالا اینجا چه کار می کند؟!
مامان چرا این میمون روی با س نش قلب عاشق داره!! یعنی عاشق کی شده؟
نه عاشق نشده این یعنی اینکه وقتی می ره دستشویی .... خیلی راحت نیست و باقی قضایا
چند روز بعد مامان وقتی آدم عاشق می شه روی با س نش قلب در میاد بعد نمی تونه بره دستشویی!!!
و این قصه در ابعاد گوناگون که در نوشتن نیاید و خواندن را نشاید ادامه دارد!

4 نظر:

در ۲۱ خرداد, ۱۳۸۹ ۱۴:۲۵, Anonymous اردیبهشت گفت...

ای بابا!پس نظرم چی شد؟؟؟؟؟؟؟

 
در ۲۱ خرداد, ۱۳۸۹ ۱۴:۲۹, Anonymous اردیبهشت گفت...

خوب،ظاهرا ثبت نشده بود.دوباره می نویسم.واقعا آدم می مونه از تعابیر این کوچولوها.چقدر نگاهشون به زندگی تازه و بکره.خیلی خندیدم.
خیلی لطف کردید به خانه یاسی ام سر زدید.

 
در ۲۳ خرداد, ۱۳۸۹ ۰۵:۰۳, Anonymous زهرا گفت...

خیلی جالبه تعبیره بچه ها از اتفاقات اطرافشون.اونها به ساده ترین شکل ممکن همه چیز را تفسیر می کنند.گاهی اینطور تفسیر کردن میتونه نجات بخشه دغدغه های ما یزرگترها هم باشه...
تعبیر دخترتون از قلب و عاشق شدن و دستشوئی خیلی جالب بود...

 
در ۲۸ خرداد, ۱۳۸۹ ۲۲:۴۹, Blogger ليلا گفت...

:))

 

ارسال یک نظر

اشتراک در نظرات پیام [Atom]

<< صفحهٔ اصلی