بعد از اینکه کمی لثهاش متورم شده بود امروز موقع باد کردن مبل باربی دندانش لق شد. گفتم چرا اشکهات میاد؟ گفت نمیدونم. گفتم ولی من میدونم همه ما از عوض شدن میترسیم حتی اگر خوبتر باشد، حتی اگر بهتر باشد.
من آوین هستم. با مامان و بابا و خواهر کوچولوم توی یه شهر کوهستانی در جنوب فرانسه زندگی می کنم.
عاشق نقاشی وموزیک و شنا و شکلاتم .راستی یادم رفت بگم من حیوونها رو هم خیلی دوست دارم از حلزون و عنکبوت گرفته تا کبوتر و گوسفند و اسب آبی
........
1 نظر:
:)
ارسال یک نظر
اشتراک در نظرات پیام [Atom]
<< صفحهٔ اصلی