وقتی می گی دوسِت دارم...
اینکه یک مادر بنویسد بچهاش را دوست دارد خوب خیلی چیز غیر قابل انتظاری نیست. خیلی از این دوست داشتنها و به تبع آن فداکاری و جانفشانی کردنها، غریزی است. پلنگهایی که آهوها را پاره پاره میکنند هم بچه هایشان را دوست دارند شیرها هم همینطور، اسبها و مرغها و ماهیها و سوسکها هم حتما بچههایشان را دوست دارند.
اما امروز دلم خواست بچهها مامانهایشان را از روی غریزه دوست نداشته باشند، دلم خواست نیرویی بالاتر از غریزه به دخترک دستور داده باشد بیاید توی آشپزخانه و بگوید: فقط می خوام بوست کنم، آخه خیلی دوسِت دارم.
اما امروز دلم خواست بچهها مامانهایشان را از روی غریزه دوست نداشته باشند، دلم خواست نیرویی بالاتر از غریزه به دخترک دستور داده باشد بیاید توی آشپزخانه و بگوید: فقط می خوام بوست کنم، آخه خیلی دوسِت دارم.
برچسبها: دختر کوچکتر

2 نظر:
دوستم!
خیلی ها،خیلی از مادر ها هر روز شاهنامه می نویسن در وصف بچه شون.اما من نمی دونم این مینیمال های توست یا اثر آن دختر لب گلی که دلم را به غنج می اندازد.
: ) بوس!
ارسال یک نظر
اشتراک در نظرات پیام [Atom]
<< صفحهٔ اصلی