شنبه، بهمن ۲۸، ۱۳۹۱

وقتی می گی دوسِت دارم...


اینکه یک مادر بنویسد بچه‌اش را دوست دارد خوب خیلی چیز غیر قابل انتظاری نیست. خیلی از این دوست داشتن‌ها و به تبع آن فداکاری و جانفشانی کردن‌ها، غریزی است. پلنگ‌هایی که آهوها را پاره پاره می‌کنند هم بچه هایشان را دوست دارند شیرها هم همینطور، اسب‌ها و مرغ‌ها و ماهی‌‎ها و سوسک‌ها هم حتما بچه‌هایشان را دوست دارند.
اما امروز دلم خواست بچه‌ها مامان‌هایشان را از روی غریزه دوست نداشته باشند، دلم خواست  نیرویی بالاتر از غریزه به دخترک دستور داده باشد بیاید توی آشپزخانه و بگوید: فقط می خوام بوست کنم، آخه خیلی دوسِت دارم.

برچسب‌ها:

2 نظر:

در ۲۹ بهمن, ۱۳۹۱ ۱۷:۱۹, Anonymous اردیبهشت گفت...

دوستم!
خیلی ها،خیلی از مادر ها هر روز شاهنامه می نویسن در وصف بچه شون.اما من نمی دونم این مینیمال های توست یا اثر آن دختر لب گلی که دلم را به غنج می اندازد.

 
در ۲۰ اسفند, ۱۳۹۱ ۰۰:۱۶, Blogger Unknown گفت...

: ) بوس!

 

ارسال یک نظر

اشتراک در نظرات پیام [Atom]

<< صفحهٔ اصلی