جمعه، اسفند ۱۸، ۱۳۹۱

یا ربّ الحبوبِ و الثمار

به دانه‎‌های خشکی که روی بشقاب سرد با چند قطره آب سبز می‌شوند،
به ریشه‌ها که راه را گم نمی‌کنند و در هم تنیده می‌شوند،
به جوانه‌ها که گیج نمی‌شوند و بالا می‌روند،
ایمان می‌آورم 
هر سال قبل از رسیدن بهار.



3 نظر:

در ۱۹ اسفند, ۱۳۹۱ ۱۱:۲۹, Anonymous اردیبهشت گفت...

غبطه می خورم به ایمان آوردنت...ایمان آوردن حس قشنگیه...خیلی آدم رو گرم می کنه...

 
در ۲۰ اسفند, ۱۳۹۱ ۰۰:۱۵, Blogger Unknown گفت...

چقدر زیبا بود این شعر دونه جان! بهار و عید شما پیشاپیش مبارک و شاد! می بوسمتون!

 
در ۲۰ اسفند, ۱۳۹۱ ۰۸:۳۲, Anonymous ساعتها گفت...

خیلی زیبا بود خیلی...بنظرم باید ایمان بیاورم...

 

ارسال یک نظر

اشتراک در نظرات پیام [Atom]

<< صفحهٔ اصلی