یکشنبه، آبان ۰۵، ۱۳۸۷

ما و بچه های ما


بچه ها جرات و جسارت نوعی دیگر دیدن را وقتی خیلی کوچک هستند یاد می گیرند، وقتی دارند با اسباب بازی هایشان بازی می کنند و وقتی دارند خیال پردازی هایشان را با همان اسباب بازی ها به نمایش می گذارند. حضور ما بزرگترها و دیکته کردن کاربرد هر کدام از اسباب بازی ها فقط باعث می شود جریان طبیعی خلاق شدن را بگیریم . اینکه بچه ها از هر وسیله همان طور که طراحش در نظر گرفته استفاده کنند از آنها آدمهای مصرف کننده ای می سازد. فکر می کنم همه پدر و مادرها با این مساله موافقند اما وقتی پای عمل می رسد همه چیز به هم می آمیزد! مثلاً شاید خیلی از ما تصور کنیم بچه هایی  که در پارک از سرسره ها خلاف جهت بالا می روند یا روی تاب آویزان می شوند  درست تربیت نشده اند در صورتی که این هم یک جور تمرین خلاقیت است!ا
قبلاً هم بارها نوشته ام تربیت بچه ها ظرافت و حساسیت های زیادی دارد که  آموختنی و یاد گرفتنی  نیست (کتابها و کلاس ها فقط نقش راهنمایی دارند)  اما از طرفی هم بچه ها به طور ذاتی خوب و درست رفتار می کنند اگر یاد بگیریم خودمان را با آنها هماهنگ کنیم و در مسیر درست قرار بگیریم خیلی سخت هم نیست.  اگر قبل از اینکه بخواهیم رفتار بچه ها را تصحیح کنیم به علت  و انگیزه رفتارها فکر کنیم کمتر اشتباه می کنیم .ا 

4 نظر:

در ۲۷ آبان, ۱۳۸۷ ۰۷:۰۲, Anonymous ناشناس گفت...

دونه جون
همونطور که میگی شاید همه این نکات رو شنیده یا خونده باشیم اما در عمل یک طور دیگه ای رفتار می کنیم یا به قول من روح مادر و اطرافیانمون درمون حلول می کنه و یکدفعه نگاه می کنیم می بینیم اصلا اون کاری که فکر می کردیم درسته انجام نمیدیم!
گاهی شاید رها کردن بچه ها درست ترین کار باشه (منظورم با نظارته)
من یک اسباب بازی برای سارا گرفته بودم که وقتی دست بچه های خواهر برادرام می دادمش هر کدومشون یه کاری باهاش می کردند و یکیشون حتی هی کاربریش رو تغییر می داد. کاری که من خودم تا اون موقع انجام نداده بودم و اصلا به مغزم هم خطور نمی کرد!
باز هم از این تذکرا بنویس برامون.

 
در ۲۹ آبان, ۱۳۸۷ ۰۷:۲۹, Anonymous ناشناس گفت...

سلام
اي بابا حالا چرا قهر مي‌كنين؟ خب ببخشين ديگه. مي‌دونم يه چن وقتيه بهتون سر نزدم و شرمنده‌ام. ايشاالله بعد از تلفد ني‌ني جبران مي‌كنم. الان اومدم بهتون بگم تو وبلاگم يه نظرسنجي درمورد اسم ني‌ني گذاشتم. شما هم بياين، منتظريم‌ها

 
در ۰۱ آذر, ۱۳۸۷ ۲۱:۲۱, Anonymous ناشناس گفت...

خیلی نکته مهمیه........و چقدر همین نکات کوچولو سرنوشت دنیا رو میتونه عوض کنه..............چقدر دلگرمی داره داشتن دوستای اگاهی مثل شما


راستی اوین عزیزم با مدرسه چطوره؟ خانم کوچولومون خوبه؟ اسمش به زیبایی اوین هست..........میبوسمتون

 
در ۰۳ آذر, ۱۳۸۷ ۰۱:۲۹, Blogger Minou گفت...

کاملا موافقم! این ماها هستیم که از بچه ها یاد میگیریم فقط عشق و مهربانی و توجه و به موقع کلمه ی نه! برای اینکه مرزها رو بهشون بشناسونیم ..اما کی کجا و با چه کیفیتی دیگه واقعا هنره که باید از پسش بر اومد. راستش من میدونم با روشی که من دارم اگه توی ایران مثلا بودم صد درصد من رو مادری میدونستن که بچه ام رو لوس و ننر بار میارم.ـ هر چند خود این کلمه به نظر من به شدت مفهوم گل و گشاد ، سلیقه ای و به بیانی غیر علمی و ضد تربیتی داره اگه حتی سطحی در موردش نظری بدیم - بوس بوس به مامان و فرشته های نازنین.

 

ارسال یک نظر

اشتراک در نظرات پیام [Atom]

<< صفحهٔ اصلی