دوشنبه، شهریور ۱۳، ۱۳۸۵

آوین در سفر1



آوین در شهر من پلیه (Montpellier)


گرمای تابستون دیگه فروکش کرده و روزها هم کم کم دارن کوتاه می شن مثل همیشه پاییزاینجا تقویم نمی شناسه و زودتر از موعد داره سر می رسه! با این حال آب و هوا برای مسافرت با بچه کوچیک خیلی خوبه !!م
همیشه تصمیم گیری برای اینکه کجا بریم سخته، نه اینکه نمی دونیم کجاها رودوست داریم ببینم ،بلکه نمی دونیم اول کجا بریم. بعضی وقتها یه چیزهایی خیلی تعیین کننده است مثلاً اینکه به طور غیر منتظره یه همسفر خوب پیدا می شه و اونوقت ما هم خیلی مصمم تر می شیم و موضوع اینکه اول کجا بریم هم خود به خود حل می شه.
م
اولین سفر تابستونی ما با آوین به همراه ارشیا کوچولو و مامان و باباش خیلی خوب بود تجربه ای شیرین در کنار همسفرای خوب و با انگیزه که باعث شد سفر بیشتر خوش بگذرهم






4 نظر:

در ۱۵ شهریور, ۱۳۸۵ ۰۵:۴۹, Anonymous ناشناس گفت...

سلام مامانی. همیشه به گشت. کجا بودین شما؟ ما کلی دنبالتون گشتیم.آوین جونم چطوره/ یه دنیا ببوسش.

 
در ۱۶ شهریور, ۱۳۸۵ ۰۹:۱۹, Anonymous ناشناس گفت...

سفر بخير مسافر كوچولو!

 
در ۱۷ شهریور, ۱۳۸۵ ۱۸:۲۰, Anonymous ناشناس گفت...

داشتم عكس زيباي اين خانوم خانوماي شما را با اين تيپ خوشگلش مي ديدم كه يلدا اومد پاي كامپيوتر و ازم بالا اومد و با ديدن عكس آوين عزيز صورتش را به مانيتور نزديك كرد و بوسيدش
يلداي من تازگي احساسش را به بعضي ها با بوسه نشون ميده و اين امر شامل عكس هاي خودش ويانا عزيز و حالا آوين ناز شده

 
در ۲۰ شهریور, ۱۳۸۵ ۲۲:۴۲, Anonymous ناشناس گفت...

آوين عزيزم تولد نه ماهگيت مبارك
ببينم خودت باورت ميشه كه نه ماه گذشت از روزي كه تمام وجود مامان و بابا را تسخير كردي

شادترين و زيباترين ايام را تا ابد برايت آرزو دارم

 

ارسال یک نظر

اشتراک در نظرات پیام [Atom]

<< صفحهٔ اصلی