دوشنبه، اردیبهشت ۱۰، ۱۳۸۶

باران


هوا ابری است وآسمان سر باریدن دارد. با اینکه همه پنجره ها باز هستند اما خونه تاریکه تاریک است.ا
یادش به خیر صدای مهربان مادر، وقتی توی این هوا بی خیال از خیس شدن، از خانه بیرون می آمدم صدا می کرد چتر، چترت رو نبردی و من چه بی انصاف بودم وقتی می گفتم چتر نمی خوام، چتر دوست ندارم!ا


منبع عکس

7 نظر:

در ۱۰ اردیبهشت, ۱۳۸۶ ۱۸:۵۶, Anonymous ناشناس گفت...

سلام
بعد از يك هفته نوشتي و چه كوتاه و ابري نوشتي. از آوين چه خبر؟ حالش كه خوب است؟ شيطنت جديدي را شروع نكرده؟
مي‌دانم كه در خارج، حيوانات خانگي، جايگاه خاصي (آموزش، نگهداري، تغذيه، حقوق) دارند. در ايران هم چنين است اما نه به شوري آنجا. مثلا نگهداري از پرنده‌‌هاي تزييني در قفس، كبوتر و گربه.
به غير از اين نوع تخصصي، نوع فصلي و موقتي هم در ميان ما رسم است. مثلا در ايام عيد، ماهي قرمز مي‌خريم يا در فصل بهار به خريد جوجه‌هاي ماشيني يتيم و بي مادر اقدام مي‌كنيم. در آنجا چطور است؟ آيا خريدن جوجه‌هاي زرد و خوشگل مرسوم است؟
و اما هديه امروز: http://raahnama.persiangig.com/image/jojo.jpg
اميدوارم كه خوشش بيايد.
به اميد ديدار
خدانگهدار

 
در ۱۲ اردیبهشت, ۱۳۸۶ ۱۰:۲۱, Anonymous ناشناس گفت...

سلام مامان خانومی
خوبی عزیزم، آوین گلم چطوره؟؟
ببوسش از جانب من
بیزو

 
در ۱۳ اردیبهشت, ۱۳۸۶ ۱۰:۰۸, Anonymous ناشناس گفت...

عكس بسيار زيبايي است. پاكي و طراوت اين روزها را دوست دارم و داشتن فرشته هايي پاك و معصوم لذت اياممان را صد چندان كرده. آوين عزيز را ببوسين

 
در ۱۵ اردیبهشت, ۱۳۸۶ ۱۲:۲۸, Anonymous ناشناس گفت...

راهنمای عزیز
نشد جواب را دو وبلاگ خودت بنویسم بنابراین اینجا جواب می دهم
اولاً از هدیه ات ممنون آوین جوجه کوچولوهای طلایی را نمی شناسد اما خوب فکر می کنم دوستشان دارد چون حسابی جلوی مانیتور میخکوب شده بودو غرق تماشایشان
در مورد سوالت نه اینجامن جوجه ندیده ام اما تا دلت بخواهد سگ و گربه و حتی موش هست
کلاً سیستم اقتصادی سالم و البته پیچیده اینجا راه را برای خیلی کارها می بندد

 
در ۱۵ اردیبهشت, ۱۳۸۶ ۱۶:۳۸, Anonymous ناشناس گفت...

سلام
ممنون كه پاسخ داديد، هرچند دير.
جالب است كه يك بچه ايراني جوجه را نمي‌شناسد. البته آوين عزيز كه خيلي كوچك است. شايد خود فرانسويها هم همينطور باشند. واجب شد يك دوره آموزشي درباره حيات وحش بومي ايران برايش ترتيب دهيم.

کلاً سیستم اقتصادی سالم و البته پیچیده ... مي‌بندد يا باز مي‌كند!؟ در مورد جوجه حدس مي‌زدم ممكن است علتش ترس از آنفولانزاي مرغي باشد؛ اما اين پاسخ شما!

فكر خوبي است؛ همينجا پاسخ دهيد.
به اميد ديدار
خدانگهدار

 
در ۱۶ اردیبهشت, ۱۳۸۶ ۰۴:۲۰, Anonymous ناشناس گفت...

دونه جون سلام.بالاخره اسباب كشي و حمالي تمام شد .و من دوباره برگشتم.دلم كلي هواتو كرده بود مخصوصاً جيگر طلا خودم آوين خانمي.از طرف من ببوسش.

 
در ۱۶ اردیبهشت, ۱۳۸۶ ۱۷:۱۳, Anonymous ناشناس گفت...

سلام به اوین و مامان مهربون و با احساسش که ساده زیبا و دلنشین می نویسه.امیدوارم همیشه شاد سلامت باشید

 

ارسال یک نظر

اشتراک در نظرات پیام [Atom]

<< صفحهٔ اصلی