درهم برهم

منظره شهر ما این روزها مثل خوابهای دم صبح درهم برهمه! در حالیکه برگهای رنگی کف پیاده روها خبر از دیر نکردن پاییز می دن اما آفتاب درخشان و هوای گرم و مطبوع بهاری می گه که پاییز خودش رو جایی پشت درختهای خالی باغ قایم کرده! آوینک ما هم حسابی گیر افتاده. صبح ها که هوا کمی خنک تره شال و کلاه می کنه و بعد از ظهرها که گرم می شه مربیش لباسهاش رو عوض می کنه و می دونم که نه از لباس پوشیدن خوشش میاد و نه از عوض کردنش حالا کوچولوی من این روزها همش در حال پوشیدن و درآوردنه تازگی ها خودش در حالیکه اخم کرده و غرغر می کنه راه آستینش رو پیدا می کنه تا زودتر از شر لباس پوشیدن خلاص بشه ! ا

5 نظر:
يلدا هم اصلا ميونه اي با لباس پوشيدن و در اوردن نداره!!!دندونهاي اوينك نازتون با اون خنده يك دنيا زيبايي و زندگيه...
آوين عزيز معلومه با وجودي كه اهل پوشيدن و درآوردن لباس ها نيست ولي در مجموع باهاشون كنار هم مياد... يلداي من يه وقتا ضد كلاه ميشه و ظرف چند ثانيه كلاهش را بر ميداره و ديگه هم به هيچ وجه زير بارش نميره
مامان آوین جان اینجا هوا خیلی سرد شده . وقتی چتر همراه دارم باران نمی باره وقتی چتر یادم میره باران امان نمیده . من هم از چتر به اندازه لباس پوشیدن و عوض کردن آوین شما بدم می آید .
شهربانو
مامی شیتون خیلی نازه
سلام دونه جون. خانمی بعضی وقتا باز کردن صفحه ی پیامها غیر ممکن میشه. حالا هم نمی دونم می تونم بفرستم یا نه.
خیلی پستهات خوشگله. مواظب آوین ما باش. حسین هم خیلی بد لباس بود و زمستونا حساب ما رو می رسید تا لباس تنش کنیم.
ببوسش.
ارسال یک نظر
اشتراک در نظرات پیام [Atom]
<< صفحهٔ اصلی