سه‌شنبه، بهمن ۰۴، ۱۳۹۰

آرزوی شب بارانی

باغ خیس بود، شب بود، ماه پشت ابر بود...........
_ مامان می دونی بزرگترین قو من چیه ؟ می‌خوام پرواز کنم. حتی اگه نوئل بشه دیگه کادو نمی‌خوام. می‌خوام بابا نوئل یه کاری کنه من  پرواز کنم.
_ آوین قو به فارسی چی می‌شه؟ 
_خواب؟
_ نه، می‌شه رویا. حالا به صدای بارون گوش کن!
_ نمی‌تونم، سکسکه می‌کنم. سکسکم مزه آب پرتقال می‌ده!
_ بازم پریدی؟
_آره آخه می‌خواستم برم بالا توی آسمون!

2 نظر:

در ۰۵ بهمن, ۱۳۹۰ ۱۰:۴۸, Anonymous لیلی گفت...

چه رویایی. می گویند آدمها را رویایشان بشناسید....

 
در ۲۱ بهمن, ۱۳۹۰ ۱۷:۰۲, Anonymous فریبای رایان گفت...

اوین الان هم پروازش زیباست.خیلی دوستتون دارم....مدتهاست کم میام نت.......حیف است سر نزدن به این خانه .خیلی این خانه رو دوست دارم.میبوسمت

 

ارسال یک نظر

اشتراک در نظرات پیام [Atom]

<< صفحهٔ اصلی