چهارشنبه، آبان ۰۹، ۱۳۸۶

نه!ا


فکر می کنم اکثر پدر و مادرها از گفتن نه هراس دارند. شاید ترس از اینکه نه در ذهن بچه ها، استبداد و زورگویی ترجمه شود. یا شاید نه جرات و جسارت بچه ها را کم کند. شاید هم از آنها آدمهایی بسیار محافظه کار بسازد که توانایی هیچ نوع خطر کردنی را نداشته باشند.ا
بعضی وقتها هم شک و تردید پدر و مادرها در درستی روش تربیتی که برای فرزندانشان در نظر گرفته اند باعث می شود نه ها سست و شکننده باشند.
ا
"پدر و مادر! جرات نه گفتن داشته باشید!"ا
اسم کتابی است که به پدر و مادرها کمک می کند تا درک کنند نه گفتن آن هم قاطعانه و محکم چقدر برای تربیت لازم است و نه تنها سرکوب گر نیست بلکه به شکوفایی شخصیت فردی و اجتماعی بچه ها هم کمک می کند.ا نویسنده با مثالهای فراوانی که ارائه می کند توضیح می دهد که ممنوع، غیر مجاز یا به بیان ساده تر" نه" در تربیت به سه دلیل لازم است:ا
اول اینکه تربیت بدون مشخص کردن ممنوع ها و غیر مجازها معنی ندارد.ا
دوم اینکه در زندگی اجتماعی ممنوعیت یا محدودیت هایی وجود دارد که همه کوچک وبزرگ باید آنها را رعایت کنند.ا بچه ها به صرف اینکه کم سن و سال هستند مجاز نیستند هر کاری می خواهند انجام دهند وگرنه قادر نخواهند بود خودشان را با دنیای بیرون (اول مهد کودک وبعدها مدرسه و در نهایت جامعه) وفق بدهند.
سوم اینکه برای حفظ سلامتی جسمانی باید بچه ها یاد بگیرند چه چیزهایی مجاز نیستند. تربیت غلط، بدون هیچ منع و محدودیت می تواند به اختلالات روانی منجر شود!
ا
چه کسی نه بگوید؟ا
در جواب به این سوال کتاب تا حدی تابو شکنی کرده و می گوید صنعتی شدن و تساوی نقش زن و مرد باعث شده نقش پدر و مادر در خانواده برای بچه ها قابل فهم نباشد و اضافه می کند که پدر یک مادر کمکی نیست. پدر و مادر هر کدام وظایف و اختیارات جداگانه ای دارند و بچه ها باید قادر باشند که این وظایف را از هم تشخیص بدهند. در جایی دیگر به خانواده هایی که والدین آنها همجنس هستند اشاره می کند و می گوید بچه ها در این خانواده ها بیشتر مشکل تشخیص نقش و وظیفه والدین را دارند(که از این نظر واقعاً جسارت به خرج داده!!!چون در اروپا معمولاً انتقاد از این نوع خانواده ها تابو است).ا
در نهایت توضیع می دهد کسی که بیشتر وقت خود را با بچه ها می گذراند (پدر یا مادر فرقی نمی کند) درگیر رابطه عاطفی عمیق تری می شود. در نتیجه خیلی سخت تر می تواند "نه" ها و ممنوعیت ها را تدوین کند چون بچه ها حرف شنوی کمتری از او دارند و فکر می کنند که هر "نه" ای به نوعی سوئ استفاده از این رابطه احساسی و عاطفی است.ا بنابر این قانون گذار کسی است که کمتر با بچه ها وقت می گذراند و مجری آن دیگری است...........
خواندن کتاب را به کسانی که فرانسه می دانند توصیه می کنم. هر چند که بهترین کتاب موجود در بازار نیست و نقدهایی هم بر آن شده است.
ا


پ ن: یادمون نره بچه ها کیک یا شیرینی نیستند که بشه اونها رو از روی کتاب درست کرد.
ا دقت ، توجه، آگاهی و در نهایت خلاقیت مادر و پدردر حل مشکلات تربیتی مهمترین عامله!!ا


دوشنبه، آبان ۰۷، ۱۳۸۶

بدون شرح



دوشنبه، مهر ۳۰، ۱۳۸۶

روزهای آوین

صــبح ها، آفتابِ کم رمق و خواب آلود از پشت کوه ها بیرون میاد و صبح ِتاریک و مه گرفته شروع می شه. پشت پنجره ای های محکم بسته شده، اتاق رو تــــاریکِ تــــاریک ِ می کنند و صدای زنگ ساعت تــــنــــها نشانۀ شروع ِ یک روز تــــازه است .ا
هوا سرده،امـــا فقط کافیه پشت پنجره ای ها رو کنار بزنی، اونوقت شبنم تازه که روی شیشه هاست و پرنده ها که منتظر روزیشون هستند هیجان ِ شروع یک روز جدید رو در رگها جاری می کنن.ا
دخـــترکم، صبح همینـــکه چشمش رو باز می کنه، از توی تاریـــکی اتـــاق صدا می زنه :" بـــابــــا " با تشدید .و بابا که در حالیکه چشمهاش رو می ماله، می گه بله و از توی اتاق صدای ذوق کردنش میاد و "بــــــابـــــــــا"ی دوم رو با تشدید بیشتری تکرار می کنه. صبح واقعاً شروع می شه با کلماتی که هر چند تکراریند اما تازه هستند.ا
صبحانه که تموم می شه، دیگه آفتاب هم کم کم جون گرفته و هوا هم کاملاً روشنه. سرعت همه چیز دو برابر می شه "زود باش دیرمون می شه... ها!" جمله ایه که هیچ معنی نداره آوین فارغ از همه این جمله های بی معنی دنبال جوراب مورد علاقه اش می گرده و خوشحال از پیدا کردن خرسش محکم می بوسدش .ا
و بعد هم کفش مورد علاقه و بعد چک و چونه برای اینکه همه عروسکها و لباسها و کیف ها و خرت و پرت هاش رو با هم نبره مهد و بعد هم بیرون رفتن از خونه ؛ ... بالاخره. ا
دیدن دوست های مهد و پریدن عقل و هوش از سر و خداحافظی جانانه؛ بدون اینکه حتی پشت سرش رو نگاه کنه،.............ا
روز گرم و گرم تر می شه ، وبعضی وقتها خسته می شی از بس زیر آفتاب بایدهمه جا شال و کلاهت رو همراهت بکشی ......ا
بعد از ظهر دوباره یهو هوا مثل غذایی که توی یه روز زمستونی پشت پنجره مونده باشه به سرعت سرد می شه.
آوین توی مهد تا منو می بینه، خوشحال می دوه و بعد مراسم خداحافظی با دوستها، مربی ها، مادر و پدرهایی که اومدند دنبال بچه هاشون، آشپز، مستخدم، مدیر مهد و در نهایت اهالی محل من هم مجبورم باهاش همراهی کنم....ا
خونه ،با اسباب بازی ها یی که از صبح تنها موندند ،انتظار ما رو می کشه و آوین که انگار اولین باریه که اونها رو می بینه با هیجان به سمتشون می ره. عروسکها رو می بوسه و کالسکه به دست راه می افته و دوبـــاره برخورد های بی امان به در و دیوار و شیشه و میز و صندلی شروع می شه و این برخوردها بی وقفه ادامه داره تا وقت شام!ا
حالا وقتی شام تموم می شه یکی یکی ظرفها رو میاره توی آشپزخونه، یــــــکی... یــــکی!. اول یه بشقاب، بعد یه چنگال، بعد یه قاشق .... لبخند به لب در حالیکه خیلی احساس مفید بودن می کنه هر بار تکرار می کنه " تین" (بگیر).ا
معلومه که قبل از شام نمی ذاریم کمک کنه، هر چقدر هم که خواهش کنه. خوب آدمیزاده دیگه شکم خالی و غذای گرم، بالاخره وسوسه می شه و همون وسط راه بله .........ا
بعد هم لالا که چند وقتیه معجزه شده و خانوم با همه بای بای می کنه و بی صبرانه به سمت تختشون میرن ! و حتی وقتی خوابش نمی بره آروم توی تختش می مونه. بی دردِ سر کتاب قصه ، شعرو لالایی ، خواب مهمون چشمهای خسته از ورجه وورجه های روزانش می شه.ا
حالا ما می مونیم با خونه ای که یهو خالی از صدای خنده و هیجان می شه و فرصت می شه تا بریم سراغ شیرینی هایی که دور از چشم آوین توی قفسه ها مخفی شدند. خوب اینم بگم که این عجله در مخفی کردنها، باعث شده سوغاتی رو که از آب گذشته بود و هزاران کیلومتر طی کرده بود تا به ما برسه رو یادمون نیاد کجا گذاشتیم و در جواب دوستی که این سوغاتی رو برامون آورده حتی نتونیم وانمود کنیم که خیلی خوشمزه بوده. خوب اشکالی نداره حداقل شب بدون عذاب وجدان می خوابیم!!ا

سه‌شنبه، مهر ۲۴، ۱۳۸۶

دقیقاً جایی که منتظرش نیستید


عشق خجالتی است، اما رها نمی کند.ا
دستش را محکم بگیرید، لبخند بزنید و محکم در آغوشتان بفشارید.
ا
یک بار بیشتر نمی آید،ا
یا دو،ا
یا ده،ا
یا سه بار...........ا
بستگی دارد...........ا

پ ن: امروز از کتابخانه، کتاب جدیدی برای آوین گرفته ام. کتاب برای گروه سنی 2 یا 3سال به بالا نوشته شده! یعنی از همین سن همه باید یاد بگیرند چطوری دست عشق را محکم بگیرند! خوب یک بار بیشتر نمی آید، یا دو بار......... بستگی دارد !!!ا