نه!ا

فکر می کنم اکثر پدر و مادرها از گفتن نه هراس دارند. شاید ترس از اینکه نه در ذهن بچه ها، استبداد و زورگویی ترجمه شود. یا شاید نه جرات و جسارت بچه ها را کم کند. شاید هم از آنها آدمهایی بسیار محافظه کار بسازد که توانایی هیچ نوع خطر کردنی را نداشته باشند.ا
بعضی وقتها هم شک و تردید پدر و مادرها در درستی روش تربیتی که برای فرزندانشان در نظر گرفته اند باعث می شود نه ها سست و شکننده باشند.ا
"پدر و مادر! جرات نه گفتن داشته باشید!"ا
اسم کتابی است که به پدر و مادرها کمک می کند تا درک کنند نه گفتن آن هم قاطعانه و محکم چقدر برای تربیت لازم است و نه تنها سرکوب گر نیست بلکه به شکوفایی شخصیت فردی و اجتماعی بچه ها هم کمک می کند.ا نویسنده با مثالهای فراوانی که ارائه می کند توضیح می دهد که ممنوع، غیر مجاز یا به بیان ساده تر" نه" در تربیت به سه دلیل لازم است:ا
اول اینکه تربیت بدون مشخص کردن ممنوع ها و غیر مجازها معنی ندارد.ا
دوم اینکه در زندگی اجتماعی ممنوعیت یا محدودیت هایی وجود دارد که همه کوچک وبزرگ باید آنها را رعایت کنند.ا بچه ها به صرف اینکه کم سن و سال هستند مجاز نیستند هر کاری می خواهند انجام دهند وگرنه قادر نخواهند بود خودشان را با دنیای بیرون (اول مهد کودک وبعدها مدرسه و در نهایت جامعه) وفق بدهند.
سوم اینکه برای حفظ سلامتی جسمانی باید بچه ها یاد بگیرند چه چیزهایی مجاز نیستند. تربیت غلط، بدون هیچ منع و محدودیت می تواند به اختلالات روانی منجر شود!ا
چه کسی نه بگوید؟ا
در جواب به این سوال کتاب تا حدی تابو شکنی کرده و می گوید صنعتی شدن و تساوی نقش زن و مرد باعث شده نقش پدر و مادر در خانواده برای بچه ها قابل فهم نباشد و اضافه می کند که پدر یک مادر کمکی نیست. پدر و مادر هر کدام وظایف و اختیارات جداگانه ای دارند و بچه ها باید قادر باشند که این وظایف را از هم تشخیص بدهند. در جایی دیگر به خانواده هایی که والدین آنها همجنس هستند اشاره می کند و می گوید بچه ها در این خانواده ها بیشتر مشکل تشخیص نقش و وظیفه والدین را دارند(که از این نظر واقعاً جسارت به خرج داده!!!چون در اروپا معمولاً انتقاد از این نوع خانواده ها تابو است).ا
در نهایت توضیع می دهد کسی که بیشتر وقت خود را با بچه ها می گذراند (پدر یا مادر فرقی نمی کند) درگیر رابطه عاطفی عمیق تری می شود. در نتیجه خیلی سخت تر می تواند "نه" ها و ممنوعیت ها را تدوین کند چون بچه ها حرف شنوی کمتری از او دارند و فکر می کنند که هر "نه" ای به نوعی سوئ استفاده از این رابطه احساسی و عاطفی است.ا بنابر این قانون گذار کسی است که کمتر با بچه ها وقت می گذراند و مجری آن دیگری است...........
خواندن کتاب را به کسانی که فرانسه می دانند توصیه می کنم. هر چند که بهترین کتاب موجود در بازار نیست و نقدهایی هم بر آن شده است.ا
پ ن: یادمون نره بچه ها کیک یا شیرینی نیستند که بشه اونها رو از روی کتاب درست کرد.ا دقت ، توجه، آگاهی و در نهایت خلاقیت مادر و پدردر حل مشکلات تربیتی مهمترین عامله!!ا
بعضی وقتها هم شک و تردید پدر و مادرها در درستی روش تربیتی که برای فرزندانشان در نظر گرفته اند باعث می شود نه ها سست و شکننده باشند.ا
"پدر و مادر! جرات نه گفتن داشته باشید!"ا
اسم کتابی است که به پدر و مادرها کمک می کند تا درک کنند نه گفتن آن هم قاطعانه و محکم چقدر برای تربیت لازم است و نه تنها سرکوب گر نیست بلکه به شکوفایی شخصیت فردی و اجتماعی بچه ها هم کمک می کند.ا نویسنده با مثالهای فراوانی که ارائه می کند توضیح می دهد که ممنوع، غیر مجاز یا به بیان ساده تر" نه" در تربیت به سه دلیل لازم است:ا
اول اینکه تربیت بدون مشخص کردن ممنوع ها و غیر مجازها معنی ندارد.ا
دوم اینکه در زندگی اجتماعی ممنوعیت یا محدودیت هایی وجود دارد که همه کوچک وبزرگ باید آنها را رعایت کنند.ا بچه ها به صرف اینکه کم سن و سال هستند مجاز نیستند هر کاری می خواهند انجام دهند وگرنه قادر نخواهند بود خودشان را با دنیای بیرون (اول مهد کودک وبعدها مدرسه و در نهایت جامعه) وفق بدهند.
سوم اینکه برای حفظ سلامتی جسمانی باید بچه ها یاد بگیرند چه چیزهایی مجاز نیستند. تربیت غلط، بدون هیچ منع و محدودیت می تواند به اختلالات روانی منجر شود!ا
چه کسی نه بگوید؟ا
در جواب به این سوال کتاب تا حدی تابو شکنی کرده و می گوید صنعتی شدن و تساوی نقش زن و مرد باعث شده نقش پدر و مادر در خانواده برای بچه ها قابل فهم نباشد و اضافه می کند که پدر یک مادر کمکی نیست. پدر و مادر هر کدام وظایف و اختیارات جداگانه ای دارند و بچه ها باید قادر باشند که این وظایف را از هم تشخیص بدهند. در جایی دیگر به خانواده هایی که والدین آنها همجنس هستند اشاره می کند و می گوید بچه ها در این خانواده ها بیشتر مشکل تشخیص نقش و وظیفه والدین را دارند(که از این نظر واقعاً جسارت به خرج داده!!!چون در اروپا معمولاً انتقاد از این نوع خانواده ها تابو است).ا
در نهایت توضیع می دهد کسی که بیشتر وقت خود را با بچه ها می گذراند (پدر یا مادر فرقی نمی کند) درگیر رابطه عاطفی عمیق تری می شود. در نتیجه خیلی سخت تر می تواند "نه" ها و ممنوعیت ها را تدوین کند چون بچه ها حرف شنوی کمتری از او دارند و فکر می کنند که هر "نه" ای به نوعی سوئ استفاده از این رابطه احساسی و عاطفی است.ا بنابر این قانون گذار کسی است که کمتر با بچه ها وقت می گذراند و مجری آن دیگری است...........
خواندن کتاب را به کسانی که فرانسه می دانند توصیه می کنم. هر چند که بهترین کتاب موجود در بازار نیست و نقدهایی هم بر آن شده است.ا
پ ن: یادمون نره بچه ها کیک یا شیرینی نیستند که بشه اونها رو از روی کتاب درست کرد.ا دقت ، توجه، آگاهی و در نهایت خلاقیت مادر و پدردر حل مشکلات تربیتی مهمترین عامله!!ا

