یکشنبه، خرداد ۰۴، ۱۳۹۳

اعتراض در هشت سالگی

سخت‌ترین وقتها وقتی است که باید بین آدمهایی که دوستشان داری انتخاب کنی و فقط در جبهه یک کدامشان باشی. به من گفت امروز که اومد بگو دیگه اینقدر به من دستور نده! گفتم من نمی‌تونم!
قبلاً بهش گفته بودم که شاید کارش درست نباشه اما سعی کن به خوبیهاش فکر کنی. گفته بودم شاید رفتارش به خاطر اینه که به ما خیلی نزدیکه. اما حرفها اثر نداشت.
برایش نامه نوشت. نامه دختر هشت ساله به خانم شصت و خرده‌ای ساله. گفت خیلی وقته که می‌خوام بهت بگم، لطفا اینقدر توی کارهای من دخالت نکن!
 خوشش نیامد. گفت این نامه من رو ناراحت کرد! ببین چقدر هم غلط دیکته‌ای داره!


دخترم بزرگ شده و خوشحالم که قرار نیست شبیه من باشد. بهش گفتم خیلی خوبه که راهی پیدا کردی که ناراحتیت رو نشون بدی اما بهتر بود خیلی مستقیم ننویسی و از کلمات ملایم‌تری استفاده کنی. دخترک با چهره‌ای که هیچ پشیمانی در آن نبود شانه‌هایش را بالا انداخت و رفت دنبال بازیش....

برچسب‌ها:

جمعه، خرداد ۰۲، ۱۳۹۳

از دریچه چشمهای تو

دخترک گفت، نگاه کن سیب زمینی شکل قلبه، از من عکس بگیر!

برچسب‌ها:

پنجشنبه، خرداد ۰۱، ۱۳۹۳

حیوان خانگی

آوین: مامان سگ حتی از خواهر هم بهتره! ببین مثلاً وقتی من گم بشم، سگ می‌تونه بو بکشه منو پیدا کنه. اما خواهر نمی‌تونه این کارو بکنه! می‌تونه؟ نه.

برچسب‌ها:

یکشنبه، اردیبهشت ۲۸، ۱۳۹۳

چون وقتی آرتروز گرفت گفت علامت خوبیه دارم به سن پیری می‌رسم!

آوین گفت: همش توی کار ما دخالت می‌کنه! همش به من می گه چه کار کنم چه کار نکنم! چرا تو اینقدر باهاش دوستی ؟
گفتم: چون آدم خاصیه!

برچسب‌ها: ,

شنبه، اردیبهشت ۲۰، ۱۳۹۳

جور دیگر

از همان اولین روزهایی که شروع کرد به حرف زدن، سین و ز را یک جور دیگری می‌گوید. یک جوری که خیلی خواستنی و خوب است. از آنجا که همیشه لذت مادری با ترس آینده‌نگری محدود می‌شود، گفتم شاید بهتر باشد قبل از مدرسه این جورِ دیگر بودنش را درست کنیم. بشود مثل همه.
گفتار درمانگر جلسه آخر به من گفت:  آدمها با هم تفاوت دارند، بعضی وقتها تفاوتها از بین نمی‌روند بهتر است بپذیریمشان و با آنها خوشبخت باشیم. 


پ ن: دخترک وقتی داشت انگلیسی گوش می‌داد با تعجب گفت اِ... دیدی مثل من گفت (th)!!! گفتم خوب چون تو انگلیسی باید اینطوری باشه. گفت خوش به حالشون!!

برچسب‌ها:

خاطرات در پنج سالگی

مامان یادته وقتی کوچیک بودم...

دختر پنج سال و نیمه وقتی خاطراتش را تعریف می‌کند!

برچسب‌ها: ,

شنبه، اردیبهشت ۱۳، ۱۳۹۳

پس بریم اسب بخریم!

آوین: عجیبه که یک مرد دوست نداشته باشه بچش دختر باشه، چون خودش هم از یه زن به دنیا اومده!
دختر کوچکتر: اصلا مهم نیست بچه دختر باشه یا پسر مهمه که آدم بچه داشته باشه!
اظهار نظر عالمانه بچه‌ها بعد از دیدن مستندی در آرته.
 باورم نمیشه اینها همون دوتایی هستند که هر روز هزارتا راه حل به من پیشنهاد می دن تا متقاعد بشم  توی آپارتمان اسب نگه داریم.  ‌

برچسب‌ها: ,