سه‌شنبه، اسفند ۲۹، ۱۳۹۱

نود و دو سال آشتی و صلح و آرامش

اگر می‌توانستم، سال نود و دو را، سال صلح و آرامش و آشتی با خودمان نامگذاری می‌کردم. بعد دستور می‌دادم مردم تا روز سیزدهم فروردین به هیچ کدام از غصه‌ها و ناراحتی‌هایشان فکر نکنند حتی می‌گفتم با متخلفین برخورد جدی بشود. می‌گفتم سال نود و دو روی در آرایشگاه‌ها، رستوران‌ها، قهوه‌خانه‌ها، مغازه‌ها و خلاصه هر جایی که می‌شود بنویسند از پذیرش افراد غرغر، اخمو و ناراحت معذوریم!
سال نو مبارک!

دوشنبه، اسفند ۲۸، ۱۳۹۱

جوابی برای یک دختر هفت ساله


آوین: مامان اگر عاشق نشیم باز هم ممکنه توی دلمون بچه بیاد ؟
من: نه اول باید عاشق بشی، بعد اونقدر بزرگ باشی که بتونی بری با یک نفر دیگه زندگی کنی بعد اونوقت بچه دار میشی!
آوین: آخی خیالم راحت شد فکرشو بکن اگر الان من بچه دار بشم با این همه مشق کی می خواد نگهش داره.

برچسب‌ها:

چهارشنبه، اسفند ۲۳، ۱۳۹۱

از ترس‌هامون حرف بزنیم


آوین می‌گه، از تاریکی، تنهایی و آدم‌های بدجنس می‌ترسه. چی می‌تونستم بگم جز اینکه منم همینطور، اما باید کاری کنیم که هیچ کدومشون نتونن هیچ غلطی بکنن!



برچسب‌ها:

جمعه، اسفند ۱۸، ۱۳۹۱

یا ربّ الحبوبِ و الثمار

به دانه‎‌های خشکی که روی بشقاب سرد با چند قطره آب سبز می‌شوند،
به ریشه‌ها که راه را گم نمی‌کنند و در هم تنیده می‌شوند،
به جوانه‌ها که گیج نمی‌شوند و بالا می‌روند،
ایمان می‌آورم 
هر سال قبل از رسیدن بهار.