پراکنده گویی ها
خوب بالاخره بیزو بیزو گفتن های ما کار خودش رو کرد و آوین بوسیدن رو یاد گرفت. حالا وقتی صبح ها از خواب بیدار می شه لبهاش روبه صورتمون می چسبونه تا ما ببوسیمش .ا
به جز ما، علاقه داره بچه های هم سن و سال خودش رو هم ببوسه و همین جاست که ما از کرده خود پشیمان می شیم و می گیم حالا بوس یاد دادنش چی بود!!!!!!!! برای اینکه بچه ها رو ببوسه اول باید یه تکیه گاه داشته باشه تا حین بوسیدن تعادلش رو از دست نده و نیفته برای همین یا لپهاشون رو محکم با دو تا دستش می گیره یا مثلاً موهاشون رو، و می شه حدس زد که اینطوری هیچ وقت بوسیدن به انتها نمی رسه و چه بسا به جنگ و جدل و دعوا هم تبدیل می شه !!ا
بین خونه ما و مهد آوین یه پل بزرگه. تازگی ها دیگه قبول نمی کنه توی کالسکه بشینه و معمولاً پیاده از مهد بر می گردیم، همین که می رسیم به پل از اون بالا برای آدمهایی که اون پایین هستن دست تکون می ده و با خوشحالی کلماتی رو که هیچ کی نمی فهمه چیه تکرار می کنه . گاهی وقتها هم بعضی ها از اون پایین براش دست تکون می دن!ا
عصرها موقع پیاده روی دستش رو می زنه پشتش و راه می افته همیشه هم از جهتی خلاف جهت ما. گاهی وقتها می گم خوب پس تنهایی برو خداحافظ و بعد راهم رو می کشم که برم با این اطمینان که دیگه الآن بر می گرده، اما می بینم بای بای می کنه و بی خیال همونطوری و باسرعت بیشتر از ما دور می شه !ا
خوابیدن های سر وقت و بی دردسرش هم کم کم داره بی نظم می شه دیگه فقط وقتی واقعاً خسته است و ساعت خوابه همین که می گیم شب به خیر دست تکون میده و مثل قبلاً راحت می خوابه ولی اگه دلش نخواد بخوابه می گه نو نو نو و توی تخت گریه می کنه. نه به کتاب خوندن گوش می ده، نه به لالایی و نه هیچ چیز دیگه فقط گریه می کنه. فعلاً داریم روش سوپر ننی که می گه باید بچه ها بفهمن که این مادر و پدر هستند که تصمیم میگیرن، رو امتحان می کنیم تا ببینیم چی می شه .ا
پیش بند هم دوست نداره و فقط اولش که گرسنه است و حواسش نیست می ذاره که پیش بند ببندیم و بعد از چند دقیقه که متوجه می شه، با ناراحتی سعی می کنه بازش کنه. چند بار ظرف غذا رو از جلوش برداشتیم و گفتیم بدون پیش بند غذا بی غذا اما اون هم بی هیچ اعتراضی دستهاش رو باز می کنه که یعنی پس من رو از صندلی بیارید پایین !! و اینطوری نه تنها ما به هدفمون نمی رسیم بلکه یه جورایی خودمون تنبیه می شیم ، چون دوباره برگردوندنش روی صندلی به مراتب از پیش بند بستن سخت تره !ا
اسقلال طلبی و سرکش شدنش نشون می ده که همه چی به خوبی پیش می ره و آوین کوچولوی ما داره خوب بزرگ می شه اما از طرفی هم اینکه نمی دونیم چطوری باید باهاش هماهنگ بشیم می گه که ما خوب رشد نکردیم و داریم ازش جا می مونیم. تربیت بچه ها کار خیلی سختیه، استفاده از تجربیات مادر و پدرهامون که در شرایط متفاوت ما رو بزرگ کردن نمی تونه تمام و کمال به کار بیاد، کتابهای روانشناسی هم پر هستند از راه حل های کلی . البته کتابهای خیلی خوبی هم می شه پیدا کرد اما با این حال به همه سوالها جواب نمی دن. کاش ما، مادر و پدرهای وبلاگ نویس کمی از تجربیات مفیدمون، از کتابهایی که خوندیم و اونها رو کارامد یا ناکارامد دونستیم از رفتارهای خوب و یا گاهی نادرستمون که باعث شده روی رفتار بچه هامون تاثیر بگذاره بنویسیم . فکر می کنم مجموعه ای از همه اینها راهنمای خیلی خوبی باشه.ا
پ ن1: بیزو در فرانسوی یعنی بوس
پ ن2: سوپر ننی اسم مجموعه ای است که از شبکه ام 6 فرانسه پخش می شه . در واقع سوپر ننی اسم خانمی است که متخصص تربیت بچه هاست . هر قسمت این مجموعه مربوط به یک یا دو خانواده است که سوپر ننی رو دعوت کردند تا بیاد و راهنماییشون کنه چطوری باید رفتارهای بچه هاشون که زندگی رو واقعاً براشون تلخ کردن اصلاح کنند.ا
پ ن3: شما چه کتابی رو در زمینه تربیت بچه ها پیشنهاد می کنید (به زبان فرانسه یا انگلیسی و یا فارسی، یعنی ترجمه نباشد و خود نویسنده ایرانی باشه). ا
