حرفهای نامنظم
گاهی نوشتن فقط برای سامان دادن به همه افکار جورواجوری است که در سر جولان می دهند و این نوشته هم محصول همین است.
1 نابغه ها فقط آنهایی نیستند که با اختراعاتشان زندگی مردم را متحول می کنند یا با نوشته هایشان انقلاب های بزرگ در جوامع به وجود می آورند. نابغه ها گاهی همین آدمهای معمولی هستند که هیچ کجا از نابغگیشان حرفی به میان نیامده همین ها که با یک ژست کوچک با یک لبخند یا با یک جمله کوتاه روزتان را می سازند.
2 فیلم مری و ماکس را دیدم برای بار سوم. دوستشان دارم این عروسکهای خمیری کوچک را که به این راحتی اشک آدم را در می آورند!
3 تمرینهایم نتیجه داده حالا من هم می توانم مثل مامانهای دیگر توی پارک بنشینم وفقط از دور بچه ها را نگاه کنم افتادنشان، بلند شدنشان و بازی کردنشان را. این جوری مامان بودن خیلی شیرین تر است. هرچند که آن مامان قبلی که آرام و قرار نداشت و به بچه هایش چسبیده بود هنوز گاهی وقتها ابراز وجود می کند.
4 همیشه محبوبترین دوست های آوین یا سیاه پوستند یا نهایتاً دو رگه! همین طوری پیش برود من مادربزرگ چند تا نوه شکلاتی خواهم شد.....
5 در طبقه بندی من در آوریم کتابهایی هستند به نام زیر بالشی همانهایی که فارغ از هر چیزی شبها قبل از خواب چند ورقش را می خوانی و بعد ساعت ها در جمله هایش عمیق می شوی و خواب و بیداریت مخلوط می شود. سالهاست از این کتابها ندارم و نخوانده ام کتابهایم مجموعه ای است از کتابهای گران قیمت کتابخانه که آن جمله پشت جلدش حتی نمی گذارد زیر بالش بگذاریش: لطفاً کتاب را مستقیماً به کتابدار تحویل دهید و در جعبه نیاندازید.
6 عکسهای فیس بوکی دوستهای فرانسوی و ایرانیم را نگاه می کنم تفاوت به اندازه کشور توسعه یافته و کشور جهان سوم است و تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل ....
