بچگی کن بچه من
حتی ما آدم بزرگ ها هم گاهی دوست داریم همه خرت وپرت هامون رو دور و برمون بزیزیم و ساعت ها باهاشون مشغول بشیم. ه
دوست داریم وقتی خوشحالیم با صدای بلند فریاد بزنیم یا مثلاً وقتی ناراحتیم بلند بلند جلوی همه گریه کنیم. ه
گاهی دوست داریم از چیزهایی که به ما مربوط نیست سر دربیاریم چون مثلاً فکر می کنیم به ما مربوطه! ه
یک وقتهایی دوست داریم دستمون رو فرو بکنیم توی غذا و راحت و بدون دغدغه لم بدیم و تا جایی که می شه با دهن پر حرف بزنیم. ه
بعضی وقتها دوست داریم تا لنگ ظهر بخوابیم و یه وقتها هم اصلاً دوست نداریم بخوابیم . ه
با اینکه همه دندونهامون دراومده اما پیش میاد روزایی که حوصله هیچ کس رو نداریم و دوست داریم همش نق بزنیم . ه
یه روزایی دوست نداریم لباس گرم بپوشیم، دوست نداریم چتر دستمون بگیریم ، اصلاً دوست داریم سرما بخوریم. ه
می دونی ما آدم بزرگ ها هم، درست مثل شما بچه ها دوست داریم هر کاری دلمون می خواد بکنیم اما راستش بخوای، نمی تونیم! عالم ما بزرگترا پر از بایدها و نبایدهاست . ما مثل شما جرات خطر کردن نداریم نمی دونم شاید می ترسیم یا شاید به این وضع عادت کردیم اما دخترکم تو بچه ای بچگی کن. ه
نمی دونی چقدر از دست خودم لجم می گیره وقتی می بینم دوست ندارم اسباب بازیهات از صبح تا شب توی خونه پخش باشن. ه
نمی دونی چقدر خودم سرزنش می کنم وقتی بهت اجازه نمی دم یه باگت گنده رو دستت بگیری هی بهش گاز بزنی و باهاش به همه سوراخها سر بکشی . ه
اصلاً دوست ندارم هی بهت بگم نکن بکن بکن نکن. دوست دارم حالا که کوچولویی بذارم هر کاری که دلت می خواد بکنی اما
امان از سایه یه ترس کوچولو!!! ه

