دوشنبه، تیر ۰۱، ۱۳۸۸

از این روزها-3

تازه وقتی صاحب بیش از یک فرزند می شوی، علاوه بر احساس مسئولیت بیشتر، در تقسیم مساوی و عادلانه احساسات پدرانه یا مادرانه ات به فرزندانت دچار یک وسواس خاص می شوی! گاه و بیگاه با خود میگویی نکند من آن توجه و تلاشی که برای بچه اولم کرده ام برای دومی کوتاهی کنم، نکند این یکی را که شیرین زبان تر و عسل است بیشتر از آن یکی که هنوز فقط با چشمانش با تو حرف می زند مورد محبت قرار دهم ؟! البته میدانی که سرچشمه مهر و محبت به فرزندانت و حتی دیگران می تواند همیشگی باشد و منبعی محدود نیست اما گاهی فکر میکنی اگر یکی از فرزندانت احساس کند که تو کمتر از خواهر یا برادرش او را مورد محبت قرار دادی آنوقت تو اگر به وجدانت مراجعه کنی همیشه خود را مقصر می دانی!! به مرور این بچه ها اگر من پدر یا مادر را عادل بیابند بیشتر مورد اعتماد قرار می دهند و البته عدالت پذیر هم می شوند. پریروز برای خرید بیرون رفته بودم از همان مغازه ترکی که هر وقت با آوین می روم درخواست خرید یک جور شکلات که در آنجا هست را دارد، این دفعه تنها بودم به یاد آوین افتادم و یکی از همان خوردنی ها برداشتم و... تامل کردم و بعد با خود گفتم بهتر است دوتا بردارم، پس یکی هم به نیت خواهر کوچکش که البته هنوز خیلی کوچک است، برداشتم!
وقتی که به خانه آمدم آن دوتا را نشان آوین دادم وبهش گفتم یکی برای تو و دیگری برای خواهرت است، در ابتدا هر دو را می خواست اما برایش که توضیح دادم خیلی راحت به همان یکی راضی شد و دومی را به مادرش داد و از او خواست برای خواهرش نگه دارد!! خیلی خوشحال شدم که به نتیجه ای که خواستم رسیدم، دوست دارم آوین حق خواهرش را نیز به رسمیت بشناسد، هر چند که با شخصیت مهربانی که دارد قبلا بیشتر از روی مهربانی و لطف به خواهرش توجه داشت اما این روزها حقوق او را هم محترم می شمارد. واقعا که سخته نمایش بی طرفی پدر و مادر در مناقشه های کودکانه خواهرها و به همین ترتیب ابراز محبت عادلانه بین این دو عزیز!!

شنبه، خرداد ۳۰، ۱۳۸۸

از این روزها-2

دختران گلم،

حال که یادداشت های "این روز های ما" را می خوانید، با گذشت زمان و تغییراتی که رخ داده است راحت تر به قضاوت از رفتار و عکس العملها و نوشتار ما می پردازید. این روزها اتفاقاتی در حال رخ دادن است که سکوت در برابر آنها و سرنوشت سرزمین مادری مان از سوی هیچ پدر و مادری که به نسل آینده و فرزندان خود می اندیشد، جایز نیست. مهمترین مسئله که این روزها مردمان ما در آن گرفتار هستند انتخاب مسیر درست حقیقت یا تشخیص حق از باطل است! ما که دور از وطن همیشه قلبمان برای آن می تپد و مفتخر به ایرانی بودن هستیم، این روزها خون خونمان را می خورد و خلوتهای پر از سکوتمان به ماتم و اندوه می گذرد! نمی دانم که شما امروز به چه نتیجه ای رسیده اید و چگونه در مورد ما قضاوت می کنید، اما باید بگویم که ما تمام تلاشمان را میکنیم که مسیر درستی را انتخاب کنیم، آن مسیری که آینده ای خوب برای کشورمان رقم بزند و موجب سعادت شما شهروندان آینده باشد. در این مسیر اصولی را برای خود قائل هستیم که همانا تکیه بر تعقل و تفکر همراه با اعتقاد به آزادگی از هر نوع استبداد فردی، حزبی یا گروهی است . تشخیص مرز حق و باطل گاهی خیلی سخت به نظر می آید و اما گاهی برایت آنقدر واضح و شفاف می شود که سریعا باطل را پس می زنی و حق طلب می شوی.

در یکی از پست های منتشر نشده از اعجاز چشم های آدم ها برایت نوشته بودم، این روزها چشمهای آدم هایی که رو در روی من برایم از خود سخن می گفتند حقایق فراوانی را به من گفتند، و من بیشتر از گوشهایم به چشمهایم اعتماد دارم.

جمعه، خرداد ۲۹، ۱۳۸۸

از این روزها

اول: اینکه حق گرفتنی است نه دادنی
دوم: اینکه آدمیزاد به امید زنده است امید...........