شنبه، اردیبهشت ۰۷، ۱۳۹۲

چو تو پنهان شوی از من همه تاریکی و کفرم

بچه‌ها تا حالا از من درباره خدا نپرسیده‌اند. من هم چیزی نگفته‌ام. اما چیزهای ناقص و گمراه‌کننده‌ای از این طرف و آن طرف شنیده‌اند که ضد و نقیض و ویرانگر است.
از شر خدایی که در آسمانهای دور زندگی می‌کند، از شر خدایی که مرده‎‌ها را به آن حواله می‌دهند، از شر خدای ترسناکِ بدجنس، از شر خدای غولِ چراغ، پناه می‌برم به خدایی که دشمن دروغگوهاست و از همان می‌خواهم کمکم کند به بچه‌ها یاد بدهم خداهای دروغینِ پیشکشِ این و آن  را پس بزنند و راضی نشوند به خدای آدمهای ناتوان وخواسته‌های کوچک.

برچسب‌ها:

چهارشنبه، فروردین ۲۸، ۱۳۹۲

دنیا از چشمهای یک دختر چهار سال و هفت ماهه

1- به درختهایی که شاخه‌هاشون از اون طرف گذر رسیده به شاخه‌های درختهای این طرف گذر، نگاه می کنه و می گه: مامان نگاه کن انگار عاشقن، دارن همدیگه رو بوس می کنن!


2- گوش کن! انگار داره آواز میخونه! می‌شنوی؟
(صدای کشیده شدن چرخِ کیف خواهر بزرگتر به سنگفرش خیابان)

برچسب‌ها:

یکشنبه، فروردین ۲۵، ۱۳۹۲

از فواید بزرگ شدن

یکی از دلایلی که دوست دارد بزرگ بشود این است که بتواند خانواده سیمپسون را تماشا کند!

برچسب‌ها:

چهارشنبه، فروردین ۲۱، ۱۳۹۲

نقش پدر در آفرینش

آوین می‌پرسه می شه یه بچه‌ای بدون بابا به دنیا بیاد و خودش جواب می ده فکر کنم نشه و خواهر کوچکتر تایید می‌کنه  نه! چون باباشون باید بیاد بیرِستان (بیمارستان) ببیندشون اگر بابا نداشته باشن کی بیاد ببیندشون!

برچسب‌ها: