آوین بودن
اسمت چیه؟ ا
(در حالیکه با انگشت به خودش اشاره می کنه) موا اوین : من آوین . بعد مکثی می کنه لباسش رو می زنه بالا، با انگشت می زنه به خودش بعد می گه موا اوین (خود خودش)!!ا
روی شیشه رو با ماژیک نقاشی کرده، می گم (با لحن بسیار جدی) کی رو شیشه نقاشی کرده؟ وسط حرفم می پره و می گه موا اوین
(البته با لحن بسیار خوشحال).ا
روی پاهاش، ناخنهاش و دستهاش نقاشی کشیده تقریباً جای خالی باقی نمونده باز با همون لحن بسیار جدی می گم چه کار می کنی؟ با لحن بسیار بی خیال و مطمئن می گه سه پیه د آوین: این پای آوینه (اختیارش رو دارم)!!ا
می گه دل آوین درد می کنه. می گم دلت درد می کنه؟ می گه نه دل آوین درد می کنه !!ا
دراز کشیده برای خودش آروم آروم چیزی رو زمزمه می کنه. می رم کنارش و موهاش رو ناز می کنم . روش رو بر می گردونه می گه مامان آوین رو ول کن!!ا
توی آینه یهو چشمش به خودش می افته خوشحال می شه و می گه آوین ا بل ( اوین خوشگله) !ا


